کــــــــــــــهـــــــــــکـــــــــــشـــــــــــانــــــــــــی ها
دو تا به تیر، دو تا به تور بالا به دور![]()
۱۵ جدول هم بد نست از لیگ یک بهتره،اخه چی بگم؟!خسته شدیم انقدر بردیم![]()
پی نوشت:
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کــــــن ...که در طریقت ما غیر از آن گناهی نیست
دو تا به تیر، دو تا به تور بالا به دور![]()
۱۵ جدول هم بد نست از لیگ یک بهتره،اخه چی بگم؟!خسته شدیم انقدر بردیم![]()
پی نوشت:
مـــهر خـوبان دل و دیــن از همه بـی پروا برد
رخ شــــطرنج نبرد آنــــچه رخ زیبا بـــــرد
تو مـــپندار که مجنون سَرِ خود مجنون گـشت
از ســمک تا به سماکش کِشش لیـــلی بــرد
من به ســرچــشمه خورشید نه خود بـردم راه
ذره ای بــــــودم و مــهر تو مـــرا بالا بـــرد
من خسی بی ســر و پایم که به سیل افــــتادم
او که مـی رفـــــــت مرا هم به دل دریا بـرد
جام صهبا ز کــجا بـود؟ مگر دســت کــی بود
که به یک جلوه دل و دین ز همه یک جا برد
خم ابــــروی تو بود و کــف میــــنوی تو بود
که دریـــــن بزم بـــگردید و دل شیدا بـرد
خودت آموختی ام مهر و خودت سوخـــتی ام
با برافروخـــــته رویی که قرار از ما بــــرد
همه یاران به ســـــر راه تـــو بودیم ولــــــی
غــــم روی تو مرا دید و ز مــن یــغما بــرد
همه دل باخته بودیم و پریشان که غمت همه را پشت ســر انداخت مرا تنــها برد
سپاس خدائي را كه سخنوران در ستودن او بمانند وشمارگران شمردن نعمتهاي او ندانند
وكوشندگان حق او را گزاردن نتوانند.خدائي كه پاي انديشه تيزگام در راه شناسايي او لنگ است
وسر فكرت ژرف رو به درياي معرفتش بر سنگ.
پی نوشت:
به جان جوشم كه جوياي توباشم
خسي بر موج درياي تو باشم
تمام آرزوهاي مني .كاش
يكي از آرزوهاي تو باشم
و قدر را قدر ندانستیم انچنانکه که باید،شاید...
به عنوان یه مثال ساده فرض کنید فملی از 540 تومان رسیده به 490 یا کگل از 680 اومده 615...اینجایه که از دست هایده هم کاری بر نمیاد.(نکته :فقط تو یه هفته)
حالا بریم سر اصل مطلب. دنیای که ما توش زندگی می کنیم فقط فاندامنتال جواب میده،اصلا دنیایه تکنیکال وجود نداره.
پی نوشت:
هرچه کمتر شود فروغ حیات رنج ها را جانگدازتر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید سایه های را درازتر بینی
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم
سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست صخره ام ! هر قدر بی مهری کنی، می ایستم
تا نگویی اشک های شمع از کم طاقتی است در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم
چون شکست آیینه، حیرت صد برابر می شود بی سبب خود را شکستم تا ببینم کیستم
زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم.
سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی در عشق سالهاست که فتوا عوض شده است
خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده است
آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید اکنون به خانه آمده اما عوض شده است
حق داشتی مرا نشناسی ، به هر طریق من همچنان همانم و دنیا عوض شده است
روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند. برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم: بمیرد بهتر است. برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم. انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد. اما زیر تخته سنگ جوانی بود مرده
حجاب تویی!بند تویی!
برکه تویی!آینه تویی!
کجا نگری؟
پی نوشت:با تو از تو سخن می گویم،با تو از...